-
یاداشت صد و دوازدهم
شنبه 1 مهرماه سال 1391 23:40
به غیر از اون دوستم ، 2 تا دیگه از دوستام هم اومدن مصاحبه با یکیشون تماس گرفته بودن ، این دوستم هم به من زنگ زد و گفت که دیدی قبولم نکردن گفتم غصه نخور عزیزم ، هر وقت شروع به کار کردن و تو رو خبر نکردن اون موقع غصه بخور کلی امیدوارش کردم، خوشحال شد ، گفتیم و خندیدیم چند ساعت بعد بهم زنگید عصبانییییییییییییییییی بود...
-
یادداشت صد و یازدهم
چهارشنبه 22 شهریورماه سال 1391 09:34
ادامه ی اعصاب خوردی ها دیشب اعصابم خیلی خورد بود یه عالمه هم تو ترافیک موندم دیگه ریده شد تو اعصاب ، ساعت 8 رسیدم خونه ساعت 9 هم به زور خودمو خوابوندم چون حوصله هیچ کس و هیچ چیز رو نداشتم صبح دیدم دوستم اس داده که فکر کنم نیام اونجا برای کار ، چون سرکارِ قبلیش هم همچین مشکلی داشت و گفتش که دوست ندارم مشکلِ کارِ قبلیم...
-
یادداشت صد و دهم
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 14:19
فقط برای تخلیه روانی من الان سرِ کارم و بسیار عصابم خورده - اصن همه ی انرژیم گرفته شده داره یکی از دوستای دانشگاهمو راهنمایی کردم که بیاد اینجا همکار بشیم خونشون خیلی نزدیکِ و خوب شرایطِ روحیش داغووووووووووون همون که شبِ عروسی رفتم پیشش ، همون بعد از مصاحبه های طولانی ، امروز با مدیرِ منابع انسانی مصاحبه داشت من رفتم...
-
یاداشت صد و نهم
یکشنبه 19 شهریورماه سال 1391 23:15
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA سلااااااااااااااااااااااااام نمیدونم از دوستای قدیمیم کی هنوز به این وبلاگِ خاک گرفته سر میزنه ولی خوب من به همه ی لینکام سرمیزنم با اینکه یه وقتایی سر میزنم به درِ بسته میخورم ، دلم میشکنه اما خوب..... از کار بگم که خیلی سخته فشارِ کاری ، استرس، خستگی خیلی زیاد از 8 صبح...
-
یادداشت صد و هشتم
یکشنبه 29 مردادماه سال 1391 10:43
اول از همه عیدتون مبارک بعدم میخوام یه ذره اندر احوالاتِ خودم بنویسم حدودِ یک هفته هست که بنده 6 صبح از جنوبِ غربی تهران به شمالِ شرقی میروم ، مثلا برای کار الان فکر میکنم بیشتر بیگاریِ ولی خوب تجربه ی خوبیِ نمیدونم تا کی دووم بیارم نمیدونم از چی بنویسم اصن حرفم نمیاد آها روز دوم بود یه دفعه یکی اومد زد پشتم گفت :...
-
این نویسنده محشره ، محشر
شنبه 14 مردادماه سال 1391 23:36
این یاداشت هم از نویسنده ی پستِ قبل هستش : آدم بعضی وختا حتی وسط یه جمع شلوغ دوس داره از خونه بزنه بیرون و گوشیشو دربیاره و زنگ بزنه به "یه نفــــر" و شروع کنه به صوبت کردن هی بگه و بگه...! روزایی که "بایـــــــد" با یه نفر صوبت کنی و بعد از کلی بالا پایین کردن کانتکت گوشیت هیشکی رو پیدا نمیکنی یه...
-
آدما نیاز به ریکاوری دارن
چهارشنبه 11 مردادماه سال 1391 14:57
Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA این مطلب رو تو یه وبلاگ خوندم : دیدین آدمایی رو که نمیخوان از غمگین بودن و فاز افسردگی دست بردارن؟ دیدین آدمایی رو که هیچ کاری نمیکنن تا از فاز غم و ناراحتی دربیان؟ دیدین...
-
موافقم :)
چهارشنبه 11 مردادماه سال 1391 01:12
انسانها تنهائیت را پر نمیکنند ... فقط خلوتت را میشکنند هر چه انسانهای اطرافت بیشتر باشند ، خلوتت آشفته تر و تنهائیت تنهاتر میشود
-
یاداشت صد و هفتم
سهشنبه 10 مردادماه سال 1391 02:04
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA دنیام کوچیک شده کوچیکتر از اون چیزی که فکرشو بکنید روزها و روزها میگذره و من خونه ام... به دور از همه چی ! وقتی خسته میشم و میگم فردا دیگه میرم بیرون فکر میکنم کجا ؟ با کی؟ به چه امیدی؟ اینقدر که پدرم هر شب که از در اتاقم رد میشه ، میگه : دخترم ، فردا جایی نمیخوای بری ؟ -...
-
یادداشت صد و ششم
جمعه 30 تیرماه سال 1391 20:14
از یه شرکتی که همتون میشناسید با من تماس گرفتن ، حدودا 1 ماه پیش فرم پر کردم ، از جنوبِ غربی ترین نقطه به شمالِ شرقی ترین نقطه ی تهران باید برم نمیدونم اصلا برم یا نه وقتی 4 ماه از دانشت هیچ استفاده ای نکرده باشی ..... چه امیدی هست که چیزی یادت باشه . . . میرم ولی آخرین شرکتی هست که میرم دیگه نمیخوام اصلن مغزمو پر از...
-
یادداشت صد و پنجم
جمعه 30 تیرماه سال 1391 14:18
اگه دوست دارید از صب تا شب از شب تا صب آهنگ گوش بدید حوصله ی آهنگای تکراری ِ خودتونو ندارید حوصله ی دانلود کردنِ آهنگم ندارید اصن وقتشو ندارید یه پیشنهاد دارم براتون : رادیو تایم لاین
-
بزرگترین هدیه تو به دیگران....
شنبه 10 تیرماه سال 1391 10:56
صبر کنید تا کامل لود شه !
-
◕︵◕
جمعه 26 خردادماه سال 1391 10:59
آ دمها رو تنها نذارین ، کارشون به جایی می کشه که یادشون میره خدا به اونام دل و روح داده که دل بدن و دل بگیرن و زندگی کنن ! پیله ی تنهایی شون و قبل از اینکه اون تو خفه شن بشکافین و نجاتشون بدین ! خـُـــــــــــــود ِ خُودمو میگه http://www.facebook.com/m.enteghall
-
یادداشت صد و چهارم
چهارشنبه 24 خردادماه سال 1391 11:52
آدم هــای عجیبـــی دارد اینجــا ! دوستــی هــایشان نـــاگهانی ســت دلبستــن شـــان غریـــب است و رفتــن شان آشنـــا ..!! خیلی از دوستای وبلاگیم دیگه آپ نمیکنن خیلی ها خداحافظی کردن بـــــــــــــــــــــــــدم میاد منم مثل ِ اوایلم نیستم روزی چند بار آپ میکردم - البته من دوست ِ صمیمی هیچ وقت و هیچ جا نداشتم :( اما...
-
یادداشت صد و سوم
دوشنبه 22 خردادماه سال 1391 10:52
تولد : 14 خرداد 1389 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA تولد ِ وبلاگم گذشت و من هیچ نفهمیدم وبلاگی که روزی ، دختری تنها بود یک فنجان سکوت شد و حالا ....
-
یادداشت صد و دوم
چهارشنبه 10 خردادماه سال 1391 16:59
هنوز بعد از 27 سال زندگی ِ مشترک موقع غذا خورن که میشه اول همه صبر میکنیم تا پدر شروع کنه و پدر صبر میکنه تا مادر حتما سر سفره باشه و پدر اول غذا رو برای مادر میکشه و مادر به مقدار ِ کم رضایت میده چون میدونه همگی گشنه ایم..... اگه ادامه پیدا کنه دیگه تلف میشیم - حتماً میگید بیچاره داداشیم که از همه کوچیکتره نه...
-
یادداشت صد و یکم
شنبه 6 خردادماه سال 1391 20:53
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA شنبه ی موعود رسیدددددددددددد بعد از چندین ماه ، فکر میکنم امروز یه روز خوب بود اتفاق ِ خاصی نیفتاد فقط صبح زود پاشدم و رفتم باشگاه بعد از 8 ماه به میادین ورزشی بازگشتم خیلی وقت بود که میخواستم دوباره ورزش رو شروع کنم میدونستم حالم و خوب میکنه قبل از عید یه سری زدم به...
-
:)
پنجشنبه 28 اردیبهشتماه سال 1391 00:04
گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد و تو هر روز سحر می نشینی لب حوض تا بیاید از راه ...از خم پیچک نیلوفرها روی موهای سرت بنشیند یا که از قطره آب کف دستت بخورد گاه یک سنجاقک همه معنی یک زندگی است حالم خیلی بده خیلییییییییییییییییی برام دعا کنید
-
O_o
یکشنبه 17 اردیبهشتماه سال 1391 21:13
زنـــــها مثل ســـکوت هستند... با کوچکترین حـــــرفی میشکنند... ! مــــردها مثل « باران بهاری » هستند . هیچوقت نمیدانید کی می آیند ، چقدر ادامه دارد و کی قطع میشود...!
-
زنــدگـــی
جمعه 8 اردیبهشتماه سال 1391 11:19
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت زندگی ، در همین اکنون است زندگی ، شوق رسیدن به همان فردایی است، که نخواهد آمد تو نه در دیروزی، و نه در فردایی ظرف امروز، پر از بودن توست شاید این خنده که امروز، دریغش کردی آخرین فرصت همراهی با، امید است...
-
یادداشت صدم
پنجشنبه 31 فروردینماه سال 1391 23:39
چه جالب ! یادداشت صدم و تولدم نمیدونم شاید نشونه ی خوبی برای شروع 26 سالگی باشه تاریخ تولدمو دوست دارم اولین روز ِ دومین ماه ِاولین فصل ِ سال ( اول اردیبهشتــــــــــ ) کلاً این ماه رو خیلی دوست دارم ، حس میکنم متولدینش هم آدمای جالبی هستن آدمایی که در شرایطی خیلی منطقی هستن و در شرایطی خیلی احساسی ذهن ِ فوق العاده...
-
یادداشت نود و نهم
سهشنبه 22 فروردینماه سال 1391 00:34
9 روز دیگه 25 سالگی تموم میشه باورم نمیشه داره 26 سالم میشه چقدر بزرگ شدم این روزا پر از اضطرابم پر از تغییر پر از سکوت پر از بغض پر از حرف نزده پر از بلاتکلیفی دوست ندارم خودمو برای کسی تشریح کنم توضیح دادن حس هام یکی از سخت ترین کاراست کسی هم نمیتونه آدم رو درک کنه همیشه وقتی کسی با من درد و دل میکنه سعی میکنم...
-
:│
سهشنبه 15 فروردینماه سال 1391 13:45
چـقـــــدر سخــــت اســـت، کـه لبـــریـــز بـاشی از " گـفـتـــــن " ولــی ..... در هـیـــــــچ ســویـــت محـــرمـی نبـاشد .
-
سال نو مبارک :)
یکشنبه 28 اسفندماه سال 1390 11:59
آرزو دارم نوروزی که پیش رو دارید اغاز روزهای باشد که ارزو دارید ...
-
زمستــــون - افشین مقدم
پنجشنبه 25 اسفندماه سال 1390 17:52
زمستـــــــون من این شعرو دوست داشتم گفتم شاید شما هم خوشتون بیاد میدونم یه خاطره ی دور رو برای همتون زنده میکنه پس دانلودش کنیـــــــــــــــــــــد
-
:)
یکشنبه 14 اسفندماه سال 1390 13:32
من که با خوندنش حس خوبی داشتم
-
یادداشت نود و هشتم
سهشنبه 9 اسفندماه سال 1390 22:33
بدم میاد از اینکه بزرگ شدیم و باید مراقب حرف زدنامون باشیم باید طوری حرف بزنیم که به کسی برنخوره کسی دلگیر نشه به ادامه دوستیامون لطمه ای وارد نشه برای فرداهای زندگی مشکلی پیش نیاد بدم میاد از اینکه بزرگ شدیم و باید مراقب حرکاتمون باشیم مراقب باشیم تا حرکت ناشایستی ازمون سرنزنه آخه دیگه ما بزرگ شدیم نباید یه سری از...
-
اعتماد !
جمعه 5 اسفندماه سال 1390 01:44
به کسی اعتماد کن که بتواند سه چیز تو را تشخیص دهد: اندوه پنهان شده در لبخندت را عشق نهان در عصبانیتت را و معنای حقیقى سکوتت را !!!
-
یادداشت نود و هفتم
پنجشنبه 27 بهمنماه سال 1390 12:38
یه پیشنهاد براتون دارم شبها از ساعت 23 تا 24 برنامه رادیو 7 رو از شبکه آموزش ( تلویزیون ) ببینید حداقل 1 هفته ببینید چون هرشب یک مجری اجرا میکنه و ممکنه از اجرای بعضیهاشون خوشتون نیاد مخصوصا فسمت مصاحبه با بچه هاش و داستانهای امیرعلی نبویان ، که هم داستاناش محشره هم اجرای داستاناش این چند وقته هر کی به ما میرسه میگه :...
-
یادداشت نود و ششم
یکشنبه 23 بهمنماه سال 1390 20:07
داداشیم سبیل گذاشته ، از این سبیل قیصریااااااااا جالبیش اینجاست ، هرکاری بهش میگیم که انجام بده میگه : اخه من با این سبیلام این کارو بکنم خبر فوری ! سیبیل قشنگا بر فنا رفت حالا دیگه بهانه ای نیست برای انجام ندادن کارهااااااااااا ( حالا چقدرم کار میکرد مثلا )