یـکـــــــــــــــــــ فنجـــــــــــــــــــــــانـــــ سکــــــــــــــوتـــــــــــــــــــــ
یـکـــــــــــــــــــ فنجـــــــــــــــــــــــانـــــ سکــــــــــــــوتـــــــــــــــــــــ

یـکـــــــــــــــــــ فنجـــــــــــــــــــــــانـــــ سکــــــــــــــوتـــــــــــــــــــــ

یادداشت نود و چهارم

از خودم متنفرم ...

از زندگیی که برای خودم ساختم ، متنفرم ...

اینجا هم نمیتونم حرفامو بگم

.

.

.

حالم خوب نیست ، اصلا ..

از هدفم

از کلاسام

به شدت عقب افتادم

نمیدونم چیکار کنم .....

.

.

.

بد اخلاق بودم ، بد اخلاق تر شدم

.

.

.


ازم توضیح نخواید لطفا


دوستی ها کمرنگ، بی کسی ها پیداست... راست گفتی سهراب ! آدم اینجا تنهاست...

چند روز بعد نوشت :
حال من هیچ تغییری نکرده ، بدترم شده ، فقط باعث دلگیری دوستانم شدم

از همه دوستانی که این چند روز با اخلاق ... ناراحتشون کردم معذرت میخوام
امیدوارم که منو ببخشن ... امیدوارم
خوب باید 1 چیزایی رو  یاد بگیرم
دیگران مسئول حال من نیستن ، ناراحتیم باید برای خودم بمونه ...
باید عصبانیتم رو کنترل کنم و همون طور که یه بارم نگاره بهم گوشزد کرد : باید تمرین کنم ، آروم باشم ... ( اینقدر به حرفات گوش نکردم که ... )
همیشه دوست دارم به همه کمک کنم ، وقتی ناراحتن یه گوش شنوا براشون باشم ، همیشه در کنارشون باشم .... اما خوب ، من باید مقاوم باشم ، بزار همه فکر کنن همیشه خوبم ....همیشه مقاومم ...

من همیشه خوبم ....همیشه مقاومم




ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ؟

ﺳﺎﯾﻪ ﺭﻓﺘﻨﯿﺴﺖ
ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺭﻓﺘﻨﯿﺴﺖ
ﻣﺴﺘﯽ ﺭﻓﺘﻨﯿﺴﺖ
ﻋﺸﻖ ﺭﻓﺘﻨﯿﺘﺴﺖ
ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺭﻓﺘﻨﯿﺴﺖ

ﭘﺲ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ؟


ﻣﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﺗﺎ ﺩﻝ ﺑﺸﮑﻨﯿﻢ ﻭ ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺷﻮﯾﻢ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﻧﯿﻤﻪ ﮔﻤﺸﺪﻩ ، ﺻﺪ ﻧﯿﻤﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﺨﺮﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﺗﺎ ﺁﻥ ﻫﺎﯼ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﻤﺎﻥ ﻫﺴﺘﻦ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯾﻤﺎﻥ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ

ﺷﺎﯾﺪ ﻗﺪﻣﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻋﺸﻘﻤﺎﻥ ﺷﻮﺩ


یادداشت نود و سوم

وای خدای من

این روزا از تک تک شرکتایی که فرم پر کرده بودم ، تماس میگیرن

و من عذرخواهی میکنم که نمیتونم همکاری کنم !!

خدای من

اشتباه نباشه راهی که دارم میرم .....

به هدفم برسم ...