دست هایم به آرزوهایم نمی رسند آرزوهایم بسیار دورند ولی درخت سبزم می گوید امیدی هست، خدایی هست
مهدیه
پنجشنبه 29 مهرماه سال 1389 ساعت 03:58 ب.ظ
فرشی زدل شکسته انداخته ام... آهسته بیا شیشه به پایت نرود...
مهدیه
پنجشنبه 29 مهرماه سال 1389 ساعت 11:40 ق.ظ
در دلم چیزی دیگر شبیه حسی دیگر
جای نگاهت را گرفته است!
عجیب هوایت را کردم
بوی نگاهت تا کوچه پشتی می آید
سر به روی دست گذاشته ام...
...کیست که این گونه تنهایم گذاشته است؟
به سوی نفسهای سردم برگرد
مهدیه
پنجشنبه 29 مهرماه سال 1389 ساعت 11:38 ق.ظ