یـکـــــــــــــــــــ فنجـــــــــــــــــــــــانـــــ سکــــــــــــــوتـــــــــــــــــــــ
یـکـــــــــــــــــــ فنجـــــــــــــــــــــــانـــــ سکــــــــــــــوتـــــــــــــــــــــ

یـکـــــــــــــــــــ فنجـــــــــــــــــــــــانـــــ سکــــــــــــــوتـــــــــــــــــــــ

یادداشت پنجاه و هشتم

دیشب چهارشنبه سوری بود 

اما چهارشنبه سوری در خانواده ی ما برعکسه 

همه خانواده ها  

بچه هاشونو  از ترقه بازی نهی میکنن 

اما تو خانواده ما این ما هستیم که بزرگ خانواده یعنی پدر رو باید از ترقه بازی نهی کنیم 

هر سال مدلهای جدید رو این بابایی امتحان میکنه  

اینم ترقهای دیشبی 

   

  

تو این شب عیدی یه اتفاق جالب هم افتاده 

جالب که نه 

فرشامونو داده بودیم قالیشویی  

دوهفته پیش 

هرچی بابایی تماس گرفت  

هی گفتن امروز  

فردا 

ماشین خرابه 

و هزار و یک دلیل دیگه   

تا اینکه بالاخره دیروز آوردن 

بابایی دلیل رو جویا شد 

آقاهه با کمال خونسردی گفت : فرشاتونو دزدیده بودن 

مامانی از آقاهه خونسرد تر گفت:میخواستن ما فرشامونو عوض کنیم شما نذاشتید 

خانواده از این لارج تر 

 

یادداشت پنجاه و هفتم

  

بالاخره این چند روز پر استرس تموم شد و ما به جمع مهندسین بیکار پیوستیم 

ممنونم از همه کسایی که برام دعا کردن 

خوب پیش رفت اما میتونست از این بهتر باشه 

حالا بازم خدا رو شکر که بعد از یک سال بالاخره این ماجرای پایان نامه من تموم شد 

 

حالا مامانی التیماتوم داده که تا اتاقتو تمیز نکنی حق نداری بری بیرون برای خرید 

خوب چیکار کنم حوصلشو ندارم 

 

راستی هوا عالیه  

ابری با نم نم بارون 

بهاریه بهاری 

جون میده برای قدم زدن 

اگه دونفری باشی که چه بهتر  

من یه ذره بعد از باشگاه پیاده روی کردم  

یه نفری بودما 

کسی پیدا نشد همراهیم کنه 

بوی بهارو میده هوا  

مامانی صبح میگفت چه هوای عالییه برای بیرون رفتن 

اما تا اتاقتو تمیز نکنی نمیشه  

یادداشت پنجاه و ششم


 
خودم عاشق وبلاگم شدمgirl_haha.gif
همه شو مدیون یه دوست عزیزم که امیدوارم شاد و سلامت باشه

بعد از سه روز رفت و آمد بین تهران و قم
و امضا گرفتن از این استاد و اون استاد
بالاخره روز دفاعم و استاد داورم مشخص شد
قبل از رفتن دانشگاه از همه اطرافیان خواستم برام دعا کنم استاد داورم  استاد فلانی نباشه
وقتی فرممو از آموزش گرفتم
دقیقا استاد داورم همون شخص بود
 نمیدونم شاید خیری توش باشه 
شاید حداقل بعد از این همه مصیبت یه نمره خوب بهم بدن   
بالاخره سه شنبه دفاع خواهیم کرد و به جمع مهندسین بیکار این جامعه خواهیم پیوست 

از این موضوع ها که بگذریم  
الان خیلی خوشحالم چون داره برف میاد