| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
یه جوریم
نمیدونم چه مرگمه
یه چیزی جاش خالیه
میشینم فکر میکنم .... نه، مشکلی نیس باید شکر کرد
شرایط سخته ولی خوب باید ساخت
اما آرامش نیست.....جای یه چیزی خالیه
دارم یه جورایی مبارزه میکنم با خودم ،شاید این منِ گم شده خودشو پیدا کنه
دارم کم میارم دیگه
پیله ی پیچیده شده دورم داره تنگ تر میشه ....
خفم میکنه ....
دورم خلوتِ ، خیلی خلوت
هیچ کس نمیتونه تصورشو بکنه
میترسم به دوستای قدیمم زنگ بزنم
میترسم جواب ندن
میترسم بمونم پشتِ خط
میترسم جواب بدن و چیزی بپرسن که من نمیخوام اونا بدونن ....
شایدم تنهایی بهتره
تنهای تنها
خودتو خودت.....
اما اینم ترسناکِ ....
من گم شدم .....