یـکـــــــــــــــــــ فنجـــــــــــــــــــــــانـــــ سکــــــــــــــوتـــــــــــــــــــــ
یـکـــــــــــــــــــ فنجـــــــــــــــــــــــانـــــ سکــــــــــــــوتـــــــــــــــــــــ

یـکـــــــــــــــــــ فنجـــــــــــــــــــــــانـــــ سکــــــــــــــوتـــــــــــــــــــــ

1403.08.04

شاید برای بچه های الان یا برای زمونه الان مسخره باشه

اما دیشب با همه سخت گیری خانواده و فلان و بسار 

من به یکی از آرزوهام رسیدم و خیلی خوش گذشت

ارزو داشت دوستای دختری باشیم که با پارتنرامون دور هم جمع شیم

بگیم و بخندیم

با اینکه پارتنر دوستم رو خیلی دوست دارم

خودشونم میدونن

اما کنار آرش خوشحال بودم

آرش هم پارتنر دوستم معرفی کرد که از فکر خودش بیام بیرون 

عرق خوردن، سیگار کشیدن، قلیون کشیدن و من نگاه کردم 

کلی بهمون خوش گذشت

آرش رسوندم و چند ساعتی جلو درمون موند

از مشکلات نسل خودمون حرف زدیم و غصه خوردیم

کلی عشق بازی کردیم و من رفتم 

اگه مستقل بودم واقعا نمیرفتم 

دوباره کرم مستقل شدن افتاد تو وجودم

میدونید سعی کردم لذت ببرم و به بعدش فکر نکنم

چند وقت پیش نگار بهم گفت تو بهت خوش میگذره دنبال یه چیزی میگردی کوفت خودت کنی

نظرات 1 + ارسال نظر
تراویس بیکل جمعه 25 آبان‌ماه سال 1403 ساعت 05:55 ب.ظ https://travisbickle4.blogsky.com/

ایشالا همیشه بهت خوش بگذره دوست خوبم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد