یه پیرمردِ هر روز صبح تو مترو ویفر میفروشه
هرروز صبحم میگه
باباجونم 2 تاش هزاره ...
اینقده قیافش مهربونه

دلم میسوزه

آخه چرا تو این سن باید هنوز کار کنن
همین بابای خودم مثلا...
بخدا وقتِ استراحتِ
اما خوب چرخِ زندگی نمیچرخه....

وقتی ازش خرید میکنی میگه پیر بشی باباجونم ...
من زیاد ویفر نمیخورم وگرنه همشو هرروز میخریدم
...........................................
شده از همه چیز و همه کس خسته بشید ؟
برای من زیاد پیش میاد
اول از همه ناپدید میشم
ببینم اصن مهم هستم یا نه
در اکثر موارد میبینم نیستم
یه عالمه هم غصه میخورم
بعد فکر میکنم خوب من مگه به فکر دیگران بودم که اونا به فکرم باشن
بعدشم میبینم بعله
من بودم
کنارشون بودم
کمکشون کردم
هر کمکی از دستم بر اومده انجام دادم
نه اصن کمکم نکردم به یادشون که بودم
ولی خوب دیگه ...
هر از چند گاهی لیست ِ گوشیم پاک میشه
همش ....
و تا مدتها خالی میمونه
ایندفعه نوبتِ آهنگای گوشیم بود همش پاک شد
خوبه یه وقتایی خودتونو امتحان کنید به هیچ کس و هیچ چیز وابسته نباشید
به روزایی که میگذرونید دقت کنید
ببینید به چی وابسته هستید
چی همه ی وقتتون رو میگیره
براتون اهمیت داره
ببینید میتونید ازش دل بکنید
خودتون رو مجبور کنید وابسته نباشید
...........................................
یه سری از آدما رو دیدید پر از شعارن
حرفای قشنگ قشنگ میزنن
وقتی باهاشون برخورد داری
وقتی بیشتر میشناسیشون
یه ذره که میگذره
شروع میکنی به تحلیل
حرفاشون و میزاری کنار رفتارشون
میبینی اووووووووووووووه این کجا و اون کجا...
همین دیگه
متنفرم از این آدما
از یه سری دیگه هم متنفرم
اونایی که دوست دارن دیگران رو له کنن
اعتراف میکنم آرزو دارم تنها شدنشون رو ببینم
آره دیگه مهربون نیستم
چون نامهربونی میبینم
آخییییییییییییییی
چقد قالب وبت بامزه ست...
مطالب وبتم خیلی خودمونیه و با احساسه!!!
ای داد...این پیرمرده هم حرفاش شعاره دیگه.
نه؟شاید فراتراز واقعیته!!
آخه اگه این شعارو نده که کسی نمیاد ازش بخره که.دلش رحم نمیاد که!!!
درمرود آدما...یه چیز عادیه///
اینکه معرفت خرج کنی و معرفت نبینی دیگه عادی شده...!!!
شعار دادن آدما و متغایر بودن با رفتارشون هم کاملا چیزیه که درکش میکنم...!!
کلا حرفات خیلی خوبن!!
قربونت...!!
وای خواهش میکم



خوب هرچی تو دلمه مینویسم دیگه
نه شعار نیست دیگه فکر میکنم که بتونم از ظاهر آدما بفهمم راست میگن یا دارن فیلم بازی میکنن
نمیخوام بی معرفتی نامهربونی عادی بشه
آخه دنیا از این بدتر میشه
قربونت که قابل دونستی خوندی
اتفاقی بهت سر زدم اما سورپریز شدم دیدم لینکم کردی. چرا تا حالا نظری ندادی خب؟!
سلاااااااام
من خیلی کم نظر میدم اما همه ی مطالبتون رو میخونم
1 بار نظر دادم
شما قابل ندونسید این ورا سر یزنید
وبلاگ جالبی داری
البته با مطالب خاص
نگاه تون به پیرامون
به اجتماع
به مردم
خیلی نجیبه
ازون نگاه ها که کمتر پیدا میشه
موفق باشی
چقدر تعریف
سلام مهدیه جون.
خط به خط این پستت حرف دل من بودا.
(البته به جز قضیه اون پیرمرده) :دی
چرا کم پیدا شدی؟
سلام عزیزم
از تو که بیشتر پیدام
وقتِ آزادم کم شده ، همین
سلام مهدیه جون

خوبی؟
دلم برات تنگ شده بود
سال نو رو بهت تبریک میگم
امیدوارم سال خیلی خیلی خوبی داشته باشیُد بالاخره توی سال جدید همراهُ همسفرِ زندگیتُ پیدا کنی با کلی آرزوهایِ خوبِ دیگه:))
سلام عزیزم
خوبم ممنون
تو خوبی عزیز دلم ؟
سال نوی شما هم مبارک خانومی
وای چه خوب میشه نه
سلام مهدیه
اگه با مترو رفت و آمد میکنی میتونی من رو هم بین دستفروشها ببینی!
از بیکاری بالاخره دستفروش مترو شدم!!
سلااااااااااااااااااااااااام
وای تو کجایی؟
واقعنی
آره مهدیه جان واقعنی

ولی مهم نیست از بیکاری بهتره گرچه خیلی سخته
خب اگه من کوچکترین نشونه ای بدم که خیلی راحت پیدام میکنی عزیز!!
ناشناس بمونم بهتره
بازم عیدت مبارک
عید شما هم مبارک