ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
کار به جاهای باریک رسید
خیلی مختصر میگم
دوستم به حراست شکایت کرد
جوابِ تلفنها و اس ام اس های آقای محترم رو هم نداد
مشاورِ مدیرعامل ساعاتِ ملاقات براش گذاشت
تو روزی که روزِ کاری نبود
گفت رفتم هیچ کس تو شرکت نبود حتی منشی
آقاهه وقتی هم میخواست باهام صحبت کنه درو باز گذاشته
بهم گفته هرچی بهت گفته بهم بگو
گفتم : گفتی چه جوری روت شد ؟
گفت : بهم گفته باید بدونم چیا بهت گفته
همه ی اس ام اسای پسره رو هم برای مشاورِ محترم فرستاده
گفته برای سازمانِ ما خیلی حیاتیِ به کسی نگید لطفا
اسمِ منم گفته که دوستشم
از این به بعد زیر ِ ذره بینم
به هر حال باید ببینیم چه تصمیمی میگیرن
باید این دوستِ منم یه جوری خفنه کنن دیگه
سلام رفیق..
با اجازه من از این به بعد میام وبت...
من جزء رفیقای sid هستم... از اونجا وبتو پیدا کردم... بنظرم جالبه... با اجازه منم پست ها تو میخونم..
سلام عزیزم
خواهش میکنم
فقط من خیلی کم و خیلی دیر به دیر مینویسم
ببخشید
هر کسی دوست داره میتونه بخونه
لطف داری
هعییی چی بگم..!!
اینجوریه دیگه...!
ما دخترام بخوایم جایی کار کنیم باس زره آهنی بپوشیم!!!
فقط نمیدونم اعصابو هم محافظت می کنه یا نه!!!