ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
هنوز بعد از 27 سال زندگی ِ مشترک
موقع غذا خورن که میشه
اول همه صبر میکنیم تا پدر شروع کنه
و پدر صبر میکنه تا مادر حتما سر سفره باشه
و پدر اول غذا رو برای مادر میکشه
و مادر به مقدار ِ کم رضایت میده
چون میدونه همگی گشنه ایم.....
اگه ادامه پیدا کنه دیگه تلف میشیم
- حتماً میگید بیچاره داداشیم که از همه کوچیکتره
نه خیـــــــــــــــــــــــر
.
.
.
چون همیشه دیر میاد سر سفره یا خونه نیست
نه فعلا زنده م
زنده باشی
امتحانا خوبه؟
خیلی خوبه
ایشالا همیشه سایه پدر و مادر بالای سرتون باشه
پدر و مادر ِ شما هم براتون نگه داره
چه خوب چه بد تموم شد.
همین الان داشتم ازمون میدادم.دور دنیا زدم.
.......
عه وا تموم شد

پس راحت شدی
حالا باید برای کنکور آماده شی
afarin ba baba mamanet :)
dadasha ham ke kesi ghossashoon ro nemikhore :)))
آره بخدا

واقعا آفرین داره
اونم آره
زندگی رو کلا به خودش سخت نمیگیره
بر عکس ِ من
سلام
خوبی؟؟
معمولا مامانا غذا رو میکشن :)
خونه ما هر کی گشنش باشه شروع به خوردن میکنه اول و دوم نداریم
سلام

ممنون
از چند وقتِ پیش بهترم
یا من میکشم یا مامانم ، بعد میاریم سرِ سفره
هر خانواده ای یه جورِ دیگه
سلام
وبلاگ زیبا و خوبی دارید
شعرها و مطالبش دل نشینه
خدا خونواده اتون رو براتون حفظ کنه
شادو موفق باشین دوست عزیز
چون پاره سنگی عاشقم
به گنجشکی هراسان
و هر بار نا امید بر می گردم به خاک
نا امید و نیاز مند
بر می گردم به خویش
زبانه می کشد آغوشم به سویت
از تو دور افتادهام
در بی مجالی لالی
به کاغذ آتش رسیده ای میمانم
جدا شده از نخ نگاهت چون بادکنک ماه
سالهاست از کرشمه باران تو می گذرم بی چتر و بارانی
در سایه پنهان میشوم و در گریه پیدا
هر چه هستم از تو دورم...دور
چقدر خوب
کاملاً عشق بین بابا مامانتو درک میکنم از این حرفات
انشالله که سالهای سال با خوشی و خرمی زندگی کنن
به به چقدر زیبا
همبستگی اتان مستدام دوست خوبم